در سوگ وطن مجموعه شعری حوادث خونین کشور
۷۸ سروده شامل «سوگ و شهادت»
مرتب‌سازی: مرتبط‌ترین ترتیب کتاب نام شاعر
...امده و رفته و پاشیده زهم نامهء ابله پایان گرسنه کز فقر پوست پوشیده به تن، سنگ نهاده به شکم بسکه بمبارد شده روز و شب این شهر و دیار...
«پیام به ملل متحد» — مرحوم استاد خلیل الله خلیلی
جلد اول · صفحهٔ ۱۲۵۷
...سوگ سپیدار که صد تیشه بپا خورد با داغ دل خویش چکیدیم و چکیدیم وانگه که ز خورشید، شب و روز تهى بود یک پنجره فریاد کشیدیم و کشیدیم مرغان...
«غربت» — محترم عزیزالله نهفته
جلد اول · صفحهٔ ۱۲۷۱
...یار و باغبان ان غنچه باز شد دیشب زنى بسوگ تو فریاد مینمود در زادن نشان تو، بیداد مینمود با هاى هاى گریهء او، گریهء کودک ناگه شد بلند ان...
«جنگ است خصم ما» — بانو حلیمه مهرپور
جلد اول · صفحهٔ ۱۳۱۲
بازهم گل های ما پر پر شده خنجرجلادهای دون تیزتر شده بار دیگر مردمم درغم نشست دشت وصحرا و دمن احمرشده قتل طفلان پیش چشم مادرش واه، مصیبت! درد مابیشتر...
«گل های “پرپر”» — محترم سید محمد هاشمی
جلد اول · صفحهٔ ۱۳۲۵
...خانه شیون وماتم شده امروز با پنجهء موهوم سپاه شب وظلمت گلهای نو رسیده ما کم شده امروز اینست عدل وچهرهء وجدان جهالت ایمان جهالت بستند به رگبار مسلسل تن...
«فریاد»
جلد اول · صفحهٔ ۱۳۲۵
...هاى بسیار کجا شد وحشت تانک زرهدار کجا شد سرنوشت اخر کار بگو اى روسیه دیدى ندیدى! کشیده تیغ ظلم و بیخدایى جنون وحشت و کشور کشاییى شتاب و هیبت...
«دیدى ندیدى!» — محترم عبدالحی شبگیر
جلد اول · صفحهٔ ۱۳۵۸
...گشته قدمگاهء دهریان بر کوچه هاى شهر کمین کرده ملحدان از غم سرشک بر رخ هر مرد و زن روان نومید و دلفگار همه پیر و هم جوان یورشگران مست،...
«جمعهء خونین» — محترم داکتر صبغت الله خاکساری
جلد اول · صفحهٔ ۱۳۸۱
...ویتو" لکهء ننگ جاودانى اوست او چه خواهد کند بکس؟ مردم! که خود از خاصیت تهى و دو روست سازمانیکه "مافیا" و "سیا" در حقیقت ولینعمتش اند سازمانیکه "ناتو" و...
«خطبه بر یک جنازهء متحرک» — مرحوم قهار عاصی
جلد اول · صفحهٔ ۱۴۰۴
...غربت و از فاقگى منال بختت سیه بوده و تقدیر خوارى است ترس از خدا نموده بگو بهر چه غریب؟ اشکت تمام سال برخسار جارى است ما را مدام به...
«دولت مدارى است» — محترم حسن شاه فروغ
جلد اول · صفحهٔ ۱۴۱۵
...مرگ میریزد بکام سنگها در غبار دود و اتش، اسمان اتش گرفت ماهء نو تاریک شد ز اشوب شام سنگها انکه با خورشید و با باران ستیز اغاز کرد پاى...
«قتل عام سنگ ها» — محترم شبگیر پولادیان
جلد اول · صفحهٔ ۱۴۳۲
تو از تبار تبرزین و تازیانه بگو تو از تباهى تاریخى ترانه بگو تو از کدورت ائینه و شقایق و ماه ز ورشکستگى شعر عاشقانه بگو تو از پریدن لبخند...
«شهریارى قابیل» — محترم لطیف ناظمی
جلد اول · صفحهٔ ۱۴۳۷
...ام ان نیستان خون و خاکستر شدست استخوان و لاشه را بستر شدست من جدا از ان نیستان، کیستم؟ همچو نی با شور و شیون زیستم میروم وادی به وادی...
«بشنو این نی!» — محترم اسدالله حبیب
جلد اول · صفحهٔ ۱۴۴۰
...امن و سعادت در حریمش جلوه گر از گزند سیل و توفان و حوادث دور باد کى بود چیز دگر والاتر از فضل و کمال چشم بدخواهان فرهنگ و معارف...
«کاخ دانش» — محترم محمد نعیم کریمی
جلد اول · صفحهٔ ۱۴۷۶
...به تزویر همچو شیطان نوش جانت ز چوب خشک روغن میکشى تو به نیرنگ و به بهتان نوش جانت همى خواهد چو "شاعف" از خداوند شود این مرغ بریان نوش...
«نوش جانت!» — محترم نجم الدین شاعف
جلد اول · صفحهٔ ۱۴۹۴
...وحشت بود، به هرسو خاک و خاکستر صداى ناله در هرکوچه مى پیچید، ترسیدم زمین و کوچه ها پرخون، در و دیوار ها بسته خدا در سوگ ادمها ز خود...
«هیولا» — محترم علی احمد فایز
جلد اول · صفحهٔ ۱۵۰۴
...در وطن ملت بیچاره و خوشباورم با غم و شیون عجین شد در وطن جاى بهتر گشتن و به زیستن مردمان زار و حزین شد در وطن مردم با فهم...
«بدترین شد بهترین» — محترم عبدالغفور امینی
جلد اول · صفحهٔ ۱۵۰۶
...توان برده بارى را میان گلشن ما بته هاى یاس روییده کى ارد بهر ما دیگر نوید نو بهارى را چو مردابى تک و تنها، بدور از موج دریاییم که...
«خنجر حسرت» — محترم خالد عمر اعظمی
جلد اول · صفحهٔ ۱۵۴۲
...و دوستى نماند کس را به کس معاونت و اعتبار نیست یک خانواده نیست که از جور ناکسان خون جگر نمیخورد و سوگوار نیست اتش زدن به لانه و کاشانهء...
«کربلای کابل !!!» — محترم محمد نسیم اسیر
جلد اول · صفحهٔ ۱۵۵۲
تعداد بازدیدکنندگان: …
فیسبوک