در سوگ وطن مجموعه شعری حوادث خونین کشور
۷۸ سروده شامل «سوگ و شهادت»
مرتب‌سازی: مرتبط‌ترین ترتیب کتاب نام شاعر
...نورم بى روى تو اى لانهء خونین اسیران تا چند کنم صبر مگر سنگ صبورم هر چند شدم والهء شیراز و نیشاپور دل در گرو میمنه و غزنه و غورم...
«سنگ صبور» — بانو لیلی تیموری واحدی
جلد اول · صفحهٔ ۵۰۴
...و مرگ و عزادارى و ماتم کار ما جشن و پایکوبى و عیش و شور از ان شما هر چه میخواهید بردارید و بر دارش زنید توده هاى پیرو منصور...
«از ان شما» — محترم محمد صادق عصیان
جلد اول · صفحهٔ ۶۱۶
...باهم به دشمن خنجر اندازیم به طالب ها و حامى اش به ان گرگان خون اشام که بودند لکهء ننگى به اسلام صیقل اندازیم بخون پاک تو سوگند احمد شاه...
«هم پیمان» — بانو حنیفه ترابی بهنام
جلد اول · صفحهٔ ۷۲۸
...داورستان در عذاب داوران زین داورستان زودتر باید کشید باغ و قصر و دفتر و موتر، متاع کشور است دزد و رهزن را "سها" با شور و شر باید کشید...
«مار هاى افعى» — محترم سها
جلد اول · صفحهٔ ۷۵۵
...نیست در سرزمین اتش و خون دیر سالهاست مرد و زنش کدام یکى سوگوار نیست؟ دیو جهانخوار به عزم فتح امد و برگشته سرشکسته که ازش انتظار نیست شوق فتح...
«راهء فرار» — محترم هادی عروسنگ
جلد اول · صفحهٔ ۷۵۶
این روزها که شعر شده صحنهء نبرد رنگش حتى به فصل بهار است زار و زرد از هر چهار واژه، سه تا گریه میکند یکتاى دیگرش که فغان میکشد ز...
«گرد تاثر» — محترم شریف حکیمی
جلد اول · صفحهٔ ۷۹۳
به یاد باغ بیا ناامید گریه کنیم بروى نعش درخت شهید گریه کنیم بسوگ سرخ شقایق، به انهدام سحر بزخم سینهء هرشنبلید گریه کنیم چو باد ها به شبیخون بیدها...
«قبیلهء جنگ» — محترم لطیف ناظمی
جلد اول · صفحهٔ ۸۰۱
...من مشو عدو شاد! صد تیر کشد بخاک کمانم در عشق وطن چو اخگرم داغ صد شعله نهفته در روانم سر میکنم ای وطن! فدایت سوگند بمرگ دشمنانم اندر رهء...
«میهن من» — محترم کابلی
جلد اول · صفحهٔ ۸۱۰
اى شقایق هاى بستان وطن اشکهاى سرخ دامان وطن حافظین ننگ و ناموس و شرف جان نثاران و نگهبان وطن کى فراموشت کند تاریخ ما هر ورق باشى تو عنوان...
«شقایق خونین» — محترم نذیر ظفر
جلد اول · صفحهٔ ۸۸۲
چند سالى خلق و پرچم بیر و بارى ساختند بردگى را پیشه کرده با تزارى ساختند در فریب و بازى دادن با تلاش برده وار از لباس و مسکن و...
«حال ملتگرا» — محترم غلام نبی خاطر
جلد اول · صفحهٔ ۸۸۴
این بهار میهنم با رنگ و بوى دیگر است باغ و بستان چمن خونین و گلها ابتر است از گلوى خاک اید نالهء پرسوز غم کز شرار اتش دل دامنم...
«گلهاى ناشگفته» — بانو عزیزه عنایت
جلد اول · صفحهٔ ۸۹۶
...بست بر قیام سبزه بى باور شده رفته در خرگاهء اتش شهر من یا سیاوش در شرارى درشده لحظه ها ابستن سوگ است و مرگ باد و اتش تا که...
«پایمال مار چندین سر» — محترم پرتو نادری
جلد اول · صفحهٔ ۹۰۷
در بین ما محبت و مهر و وفا نماند انسان با سخاوت و دست سخا نماند از خواهر و برادر و از مادر و پدر ان حرمت و رعایت و...
«خدشهء احساس» — محترم عبدالغفور امینی
جلد اول · صفحهٔ ۹۱۷
...ابلیس و شیطان! چه میخواهى ازین خلق پریشان؟ زنى اتش به دانشگاه و مکتب سرک و پل و پلچک سازى ویران ترور و انتحار و انفجار است ترا ائین و...
«مفتى عصر و زمانه» — محترم استاد فضل الحق فضل
جلد اول · صفحهٔ ۱۰۸۱
...تو غمخواری ندارند‬ ‬ ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬ ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬ ‬ به امریکا و یوروپ و سرانش‬ ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬ ‬ ‬ ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬ جنایات ضد بشرى برعلیهء مسلمانان میانمار و سکوت خفت بار سران کشور های...
«مرگ وجدان»
جلد اول · صفحهٔ ۱۱۰۲
...قطعه زمین هرکسی او را لگد انداخته یعنی از زهد و کلام و علم او ذره ای از دانشش برداشته بمناسبت روز معلم نشر شد. ( در سوگ وطن )...
«معلم»
جلد اول · صفحهٔ ۱۱۳۶
...خدا قهر و تو دشمن شده باشی گر سنگ ببارد به سرم، مسأله ای نیست جان کندم و اخر به لب گور رسیدم این اخر جایی که دل شاد نباشد...
«دگر حوصله ای نیست» — محترم یحیی جواهری
جلد اول · صفحهٔ ۱۱۶۲
...تیغ تجاوز کشیده اند بس دست و پا و گردن انسان بریده اند پیر و مریض و کودک و زن را ندیده اند عوض شده به خندق خون تالقان ببین...
«طوفان خون» — محترم عبدالحی شبگیر
جلد اول · صفحهٔ ۱۱۶۵
...مردم ها قاتلان شده یکجا جاى حاکم کابل باغها همه خالى از درختها و از گلها نهر ها همه پر خون، سرو و سوسن کابل لاله زار کابل حال قبرستان...
«لاله زار کابل» — محترم عبدالوحید
جلد اول · صفحهٔ ۱۱۷۷
...مزار برخیز کین دیار شهیدان راستین این دژ استوار و ستم ساى اهنین این سرزمین نیزه و شمشیر اتشین بى ابرو شده بى عز و شان و شوکت و بى...
«خاک اولیا» — محترم فرهاد لبیب
جلد اول · صفحهٔ ۱۱۷۹
نتایج بیشتر
تعداد بازدیدکنندگان: …
فیسبوک