در سوگ وطن مجموعه شعری حوادث خونین کشور
۳۹۹ سروده · ۱۰۸۶ مصرع شامل «وطن»
مرتب‌سازی: مرتبط‌ترین ترتیب کتاب نام شاعر
...غمبار پرس در میان پیاده و مامور خود را گم مکن از جنایت پیشه و کشتار ناهنجار پرس از نظام بى سر و بى یال و بى دم در وطن...
«تلخ کامى» — محترم حسن شاه فروغ
جلد اول · صفحهٔ ۶۴۷
هر روز مردمان مرا زار میکشند گاهى به خانه، گاه به بازار میکشند امواج خون شده وطنم از پلیدیان در پیش چشم حضرت دادار میکشند یارب! چه حکمتیست به قتل...
«کشتار ناحق» — محترم نذیر ظفر
جلد اول · صفحهٔ ۶۴۹
خداوندا! وطن در شعله میسوزد تو کارى کن بتاراج شیاطین میرود این اشیان من دست وحشى دوران که مردن، کشتن و نابودى انسانیت را وعدهء فردوس پندارد بغارت می برد...
«وحشی دوران» — بانو حسینه عثمان داود
جلد اول · صفحهٔ ۶۵۲
تا بکی گریه؟ وطندار! کمی خنده بکن یک تبسم بنما، رسم خوشی زنده بکن تو ز تلقین غم از صحن چمن دور شدی پس بیا سوی چمن نشهء اینده بکن...
«گلشن زیبنده» — محترم حافظ اکبری
جلد اول · صفحهٔ ۷۲۹
...رهبر امد امرش بدست غیر گر نیتش نیکوست او را اختیار نیست هرگاه که خدمت وطنت افتخار توست پابوسى غریبه چرا بر تو عار نیست؟ این مردم وطن عجیبست قضاوتش...
«راهء فرار» — محترم هادی عروسنگ
جلد اول · صفحهٔ ۷۵۶
اى هموطن خدا را!، با عشق و با مدارا راهء وفا گزینید، دل نیست سنگ خارا از کینه و حسادت، از بغض و از عداوت از اصل خویش بیرون، افتاده...
«عشق و مدارا» — محترم ف. بری
جلد اول · صفحهٔ ۸۰۶
...عشقم وطنا! توئى، توئى تو تو بگو به کى گویم غم عاشقانهء خود چه شود که باز گردد وطن خرابم اباد که به سازى دلنوازى بزنم ترانهء خود بروم بکوچه...
«افسانهء شب» — مرحوم محمد آصف آهنگ
جلد اول · صفحهٔ ۸۹۱
ای هموطن! که چشم امیدم برای توست در ارزوی همت جنگ ازمای توست هرگز مکن هراس ز دیرینه دشمنت کالطاف حق ممد تو و ره گشای توست مرغ شکسته بال...
«نعرۀ الله اکبر» — محترم عبدالطیف صدیقی للندری
جلد اول · صفحهٔ ۱۰۰۳
تا کی به ناف کرسی خود فانه میزنید ریش و بروت غصبگران شانه میزنید هرکس که عضو تیم شما نیست دشمن است میدان بزکشیست که خصمانه میزنید با هموطن مناقشه...
«اغوا» — محترم اسماعیل خراسانپور
جلد اول · صفحهٔ ۱۰۱۹
سوخت میهن کس نگفت کار منست کس نگفت این جرم کردار منست قتلها شد کس نگفت من قاتلم کس نگفت این ظلم رفتار منست چور شد مال و متاع هموطن...
«سوخت میهن» — محترم نذیر ظفر
جلد اول · صفحهٔ ۱۰۳۸
...نیافشاندیم دست اى مسلمانان! رسن اتش گرفت در میان شعلهء کین و نفاق اى وطنداران! ، وطن اتش گرفت یادم امد ز اتش جانسوز جنگ ناگهان در جان من اتش...
«انجمن اراى شرق» — محترم ولی احمد شاکر
جلد اول · صفحهٔ ۱۱۱۲
...کویش به درمان بروم من از ان جمع که دورند ز مهر وطنی خویشتن را برهانم ، کماکان بروم در محافل همه گویند سخن از زر و زور گر روم...
«کلافه» — محترم عبدالحکیم حسنیار
جلد اول · صفحهٔ ۱۱۹۴
...و خصم پرورى چونکه بدشمنان وطن بسته تار ماست بستیم کمر به محو وطندار و قوم و خویش یارى و همدمى با خصم افتخار ماست از زور فیل لاف زنیم...
«درد بى حساب» — محترم شیراحمد یاور کنگورچی
جلد اول · صفحهٔ ۱۲۰۳
...و تمنا چه حاجت است گر سر بریم دیوى نفاق را به اتفاق بر ختم جنگ دلیل و معما چه حاجت است گر برگزینیم خاک وطن را از این جهان...
«دیوى نفاق» — محترم محمد هاشم شمیم
جلد اول · صفحهٔ ۱۲۳۰
...و همنوا با هم روان وحدت ملی مرام ما بود الله اکبر الله اکبر الله اکبر شاد زی اباد زی ازاد زی ای وطن! در نور قانون خدا مشعل ازادگی...
«الله اکبر» — محترم محمود فارانی
جلد اول · صفحهٔ ۱۹
...دریای بیکران است گه اسمان مخالف گه بخت سرگران است ای وای سرنوشتم در دست این و ان است اواره وطن را جز قلب چاک نبود دردی به سینه ما...
«سرنوشت» — محترم حامد نوید
جلد اول · صفحهٔ ۲۳
چمنم غنوده در خون ، برسان مدد خدایا وطنم حصار واژگون ، برسان مدد خدایا ید ارزو شکسته ، در گفتگوست بسته جو سینه ها دگرگون ، برسان مدد خدایا...
«التجا» — محترم ح. تایب
جلد اول · صفحهٔ ۴۰
ای وطن ! در هر کجا یادت بخیر روز و شب ، صبح و ماه یادت بخیر یاد بادا از صفای کابلت میلهء خواجه صفا یادت بخیر میلهء نوروزی شهر...
«یادت بخیر» — محترم داکتر سید هاشم قطره مظفری
جلد اول · صفحهٔ ۴۲
...و صحرای وطن اه پنداری چراغ شاه مردان مرده است جاودان مردی که یک جا مرد در راه شرف وای از ان خاین که در صد جا پشیمان مرده است...
«طفل اشک» — مرحوم استاد خلیل الله خلیلی
جلد اول · صفحهٔ ۴۹
وطن! ای نام تو عشرت فزای خاطر تنگم تویی نامم ، تویی ننگم ، تویی بویم ، تویی رنگم ترا چون گوهر نایاب از کف داده ام ، اکنون چه...
«نام و ننگ» — محترم محمد نسیم اسیر
جلد اول · صفحهٔ ۵۵
نتایج بیشتر
تعداد بازدیدکنندگان: …
فیسبوک